مه و خیال
در کوچهزارهای مهآلود خیال، جایی که سایهی ماه بر برگهای زرین پاییز میرقصد، عشق چون نسیمی سرگردان، بیصدا میوزد. هر گام در این مسیر، نوایی از تپش قلبهاست که با آهنگ جنگلهای دور همنوا میشود. گلهای وحشی، سرمست از عطر آزادی، در گوش باد زمزمه میکنند و قصهای کهن را بازمیگویند؛ قصهای که در آن، هر قطره شبنم، آینهایست برای بازتاب رویای عاشقان و هر ستاره، نگهبان رازی ناگفته در آسمان بیکران.

عليرضا عابدی زاده
Wed 7 May 2025 ، ساعت 8:57 PM